تجارب ناگوار سالهای اخیر جامعه وکالت در مواجهه با انواع تهدیدات، محدودیتها و تعرضات فیزیکی، روانی و کلامی، که وکلای دادگستری را به عنوان "مدافعان بیدفاع" در زمره بزهدیدگان بالقوه و بالفعل فرآیند دادرسی و حتی خارج از آن قرار میدهد. با وجود این، در ادبیات بزهدیدهشناسی، بخش قابلتوجهی از مطالعات به بزهدیدگان مستقیم جرم اختصاص یافته و وضعیت خاص وکیل بهعنوان یکی از کنشگران حرفهای نظام عدالت، کمتر بهطور مستقل مورد توجه قرار گرفته است.
وکیل ممکن است در مسیر انجام وظایف حرفهای خود با تهدید، توهین، تعرض، فشار، خشونت، محدودیتهای ناروا، آسیبهای روانی، فشارهای اجتماعی و حرفهای و حتی مخاطرات ناشی از ایفای نقش دفاعی مواجه شود. از این منظر، شناخت وضعیت وکیل بهعنوان فردی که ممکن است در فرآیند انجام وظیفه حرفهای خود در معرض آسیب قرار گیرد، نیازمند مطالعهای مستقل و میانرشتهای است.